آموزش اصطلاحات
Horse of a different color *
معني: يک موضوع ديگر، يک مطلب کاملاً متفاوت

Be in the same boat *
معني: در شرایط مشابهی بودن (از لحاظ سختی)

Take it on the lamb *
معنی :در رفتن

Once in a blue moon *
معني: گهگاه، به ندرت

Cat got your tongue *
معنی : موش زبانت را خورده

When pigs can fly *
معني: به همین خیال باش، وقت گل نی

get in someone,s hair *
معنی : کسي را اذيت کردن

Have a Bone to Pick with Someone *
معني: از کسي گله کردن

Jump down someones throat *
معني: از دست کسي عصباني شدن، با عصبانيت با کسي برخورد کردن

Get the Axe *
معني: اخراج شدن

Shoot off one,s mouth *
معني: لاف زدن، غلو کردن

Give Somebody a Cold Shoulder *
معني: به سردي با کسي رفتار کردن، به کسي کم محلي کردن

Pull someone,s leg *
معني: کسي را دست انداختن

!Holy cow *
معني: از اين اصطلاح بيشتر براي بيان احساساتي مانند غافلگيري يا عصبانيت استفاده ميشود. اين اصطلاح ميان نوجوانان بسيار شايع است.

Get off someone,s back *
معني: دست از سر کسي برداشتن

Drive somebody up the wall *
معني:کسی را عصبانی کردن

People who live in glass houses shouldnot throw stones *
معني: وقتي کسي خودش هم مقصر است نبايد ديگران را سرزنش کند.

Keep something under your hat *
معني:چیزی را از دیگران مخفی نگه داشتن

Fishy *
معني: عجيب، مشکوک

A piece of cake *
معني:مثل آب خوردن

Go to the dogs *
معني: مخروبه شدن

Rain cats and dogs *
معنی: سخت و شدید باریدن

All thumbs *
معني: دست و پا چلفتی، بی دست و پا

Under the weather *
معنی: ناخوش، بدحال

Not to have a leg to stand on *
معني: دليلي براي اثبات سخن خود نداشتن

Shake a Leg *
معني: شتاب کردن، عجله کردن

Stick Out One,s Neck *
معني: ريسک کردن، خطر کردن

Cross your finger *
معنی: برای موفقیت کسی یا اتفاق چیزی امیدوار بودن

Jump out of the frying pan and into the fire *
معنی: از چاله درآمدن و در چاه افتادن

شکسپیر می گوید: به جای تاج گل بزرگی